تبليغاتX
فعلا هیچی

فعلا هیچی

nothing

كنفرانس آموزش رياضي

خب پايان نامه دفاع شد. مقاله هم ارائه شد. مجتمع شركت نفت محمودآباد كه محل برگزاري كنفرانس آموزش رياضي بود رضيت بخش مي نمود. تو اون برج وقتي از بالا به دريا نگاه مي كردم حس خوبي بهم دست مي داد. ولي علي رغم پذيرايي خوب و امكانات و رفاه موجود يك مطلبي ذهنم رو آزار مي داد. نگاهي به وضعيت معلمي خودم انداختم و شرايط اقتصادي حاكم بر زندگي و البته شرايطي كه به حكم شغل محكوم به ان بوديم. روز 26تير به همراه چندتا از دوستان به محمودآباد رسيديم. رفتيم ستاد اسكان آموزش و پرورش، اول كه گفتند ما جا نداريم با مقداري تقلا گفتند حداكثر يك مدرسه بدون حمام و كولر در اختيارتون قرار مي ديم. گفتيم بابا با اين وضع شرجي ما همين جوريش داريم خفه مي شيم. خلاصه از ما اصرار و از ايشان انكار تا اينكه يه بنده خدايي بود دلش برامون سوخت و زير سيبيلي يه كلاس از يه مدرسه حمام دار در اختيار ما گذاشت. البته با قيمت 3000 تومان! والا وقتي با شركت ها و ادارات ديگه مقايسه مي كنيم، خيلي ناراحت كننده است. حالا بگذزيم. وقتي رسيديم ستاد اسكان يك چيز ديگه هم جلب توجه مي كرد. خوش آمد گويي وزير آموزش و پرورش!!! البته زماني كه پرسيديم گفتند اصل اين خوش آمد گويي كه به همه جا ابلاغ شده و نصبش هم واجب بوده. حالا مگه اشكال اين خوش آمد گويي چي بود؟! راستش عنوانش اين بود:

« مقدم مهمانان محترم فرهنگي را با رعايت شئونات اسلامي به شهرستان محمودآباد گرامي مي داريم».

حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش.

ومتاسفانه اين بي احترامي جناب وزير به فرهنگيان در ملاعام به نمايش در آمده بود.بيچاره فرهنگي لازم است وزير با اين جمله در منظر ملت نصيحتش كند و البته ورودش را اينچنين خوش آمد گويد!!!

صبح 27 تير رفتيم مجتمع شركت نفت كه البته اونجا دريغ از يك پلاكارد يا پوستر و ... حتي فكر كرديم اشتباه اومديم. خلاصه رفتيم. پس از ورود ما رو به يك سالن شلوغ كه ملت از سر و كول هم بالا مي رفتن هدايت شديم. گفتن بايد اينجا پذيرش بشيد. خلاصه بعد از يه 20 دقيقه اي كه گيج و منگ ملت رو كه تو هم وول مي خوردن تماشا كرديم فهميديم كه بله بايد خبري از نظم و معني داري و اين حرفا نيست بايد ما هم بپريم وسط ميدون. كه البته اينجوري بهتر جواب داد.

عصر هم كه افتتاحيه بود و فرداش هم شروع ارائه ها چون ارائه من روز 30 بود فرصت اين رو داشتم كه به چند تا ارائه مقاله سر زدم. البته از حق نگذريم نظم ارائه ها خوب بود ولي چند تا مقاله بود واقعا افتضاح! من نمي دونم چجوري پذيرش شده بود. حالا بگذريم ولي ارائه آموزش رياضي ها بخصوص اونايي كه از پايان نامه هاشون گرفته شده بود جالب بود. نكته اي كه خيلي حالم گرفته شد. هم زماني بعضي ارائه ها و مراسمات بود.ارائه 12 مقاله هم زمان و البته ميزگردها و سخنراني ها نيز به همچنين. كه البته خيلي هاش رو از دست دادم. ولي آشنايي با برخي اساتيد و ديدن بعضي دوستان سابق بسيار شعف انگيز بود. نكته منفي ديگه محل ارائه ي مقالات به صورت پوستر بود كه بيشتر به كوره شباهت داشت، واقعا گرم. البته آبتني در دريا هم بايد به نكات مثبت اضافه كرد.

هيچ امكانات اينترنتي و راياته اي در كار نبود. البته اين هم نكته ايه. داشتم اعتياد اينترنتيم رو ترك مي كردم. حيف شد. نكته ديگه اين بود كه با اون جمعيت هزار و خورده اي فقط يك رستوران در اختيار بود و حتي بيل بارتون و پرفسور رجبعلي پور و دكتربابليان و... هم تو صف هاي شلوغ  وايميسادند!!

جلساتي كه معلمان و دبيران رياضي حضور داشتند و بحث هايي مانند تغيير كتب درسي و اشكالات سوالات امتحان نهايي، عموما به چالش كشيده مي شد. اعتراضات به حقي را مطرح مي كردند اما كو گوش شنوا !! حتي دكتر گويا هم از عدم حضور 10 ساله اش در دفتر تاليف گفت و گفت كه در تاليف كتب جديد هيچ نقشي نداشته است. برنامه درسي ملي هم كه البته قوز بالا قوز. امروز هم تو روزنامه نوشته بود رئيس جمهور سند ملي آموزش و پرورش رو امضا كرده. با يك عكس گنده از حاجي بابايي و احمدي نژاد.

بحث دفاع از پايان نامه و اتفاقات بعدش باشه واسه يه زمان ديگه.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 23:59  توسط مجهول  | 

مقاله و پایان نامه

به نظر شما نقش ارائه مقاله از پايان نامه  در تاييد و نمره دهي به پايان نامه چيست؟

نكته اساسي اين است كه اساتيد (چه راهنما، چه مشاور و چه داوران) به هيچ وجه به طور دقيق پايان نامه را مطالعه نمي كنند. اين وضع در آموزش رياضي بيشتر خودنمايي مي كند. چرا كه شما فرض كنيد يك دكتراي رياضي يك پايان نامه، داوري، راهنمايي يا مشاوره مي كند كه اين پايان نامه در حوزه روانشناسي، جامعه شناسي يا فلسفه است. آيا اين استاد تمايلي به فهم دقيق اين پايان نامه دارد؟ آيا در صورت تمايل، دانش كافي براي فهم آن دارد؟ آيا در صورت وجود داشتن اشكالات علمي در پايان نامه  توان شناخت آنرا دارد؟ آيا دانش لازم براي راهنمايي يا مشاوره دارد؟ و... در اين صورت دست در اين فضاي غبار آلود براي وي به چند چيز مي تواند تمسك بجويد اولين ابزارعقل سليم يا همان كامان سنس است. اين ابزار در فضايي كه حتي آشنايي با مفاهيم اوليه آن علم هم وجود ندارد  قطعا كاربردي ندارد. ابزار بعدي نيز سكوت است كه البته اخلاقي ترين ابزار است. كه البته براي داوران عزيز چندان مناسب نيست.

چندي پيش در جلسه دفاعي بودم كه همين اوضاع حاكم بود. و اصلي ترين ابزار اين افراد پذيرش مقاله دانشجو از پايان نامه در يك كنفرانس بود. اين ابزار چندان مناسب بود كه اصلي ترين سوال از دانشجو اين بود كه شما از كلاس درستان يك خاطره تعريف كنيد! پس در چنين شرايطي قبول مي فرماييد كه براي دانشجوي بخت برگشته پذيرش مقاله از نان شب هم واجب تر است.

البته الان كه پايان نامه از 18 هست و مقاله و ... نيز 2 نمره داره ديگه اين اهميت دوچندان مي شود. پس پيش به سوي دفاع با پيشوند تاييد مقاله.

خوش باشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 22:11  توسط مجهول  | 

اعلام نتایج کنفرانس آموزش ریاضی

با عرض سلام خدمت دوستان عزیزِ جان ( به قول استاد صالح علا)

روبروی وبلاگ محترم دوست عزیز و دانشمندمون مجهول هستید و مجهول دست به سینه د رخدمت شما بینندگان جان! به جهت اطلاع شما از نتایج پذیرش و مقالات و ... کنفرانس آموزش ریاضی می توانید به سایتش مراجعه کنید و نتایج را کسب بفرمایید. چرا که بعد از بدقولی های فراوان نتایج روی سایت قرار گرفته! البته تاختی برید تاختی برگردید و خبر بعدی هم بخونید.

"مجهول و مقاله اش هر دو پذیرفته شدن"

حالا کی می ره این همه راه رو!؟ اونم کجا ساری!!! اونم بره سخنرانی!! چه شود؟ کاش می شد تاختی بریم تاختی برگردیم. یکی نیست بگه آخه ملت رو دعوت می کنید سخنرانی پول هم نمیدید حالا چرا پول می گیرید؟ اوووووو اونم شصت و خوده ای هزار تومن حالا حساب کن با پول بلیط رفت و برگشت!  آخه مگه به یه معلم یه لا قبای آس و پاس چقد می دن که ...

در این رابطه مجهول نیازمند عنایت دوستان بزرگوار و مایه دار است. بده در راه ساری! خدا یک در دنیا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ در آخرت عوضت می ده!!

یا هووووووووووو

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 20:12  توسط مجهول  | 

بعد از پایان نامه نویسی

به نام خدا

با سلام خدمت دوستان عزیز و عرض پوزش از مخاطبان وبلاگ به دلیل سر نزدن به وبلاگ  و عدم تازه سازی آن به اطلاع می رسانم که این تاخیر به علت اشتغال شدید به پایان نامه نویسی بود که به حمد خدا تقریبا به اتمام رسید تا چه قبول افتد و چه در نظر استاد راهنما و ... آید!!! البته یک مقاله هم بود که هنوز نتیجش از کنفرانس اعلام نشده اگه اون تایید شد وضع یه خورده بهتر می شه ولی اگر تایید نشد یه جورایی کار مشکل می شه!؟ حالا این قسمتش بماند تا نتیجه بیاد.

ولی واقعا تجربه پایان نویسی تجربه خوب و مفیدیه هر چند مشکلات زیادی داره. با این وجود نمی دونم چرا کارشناسی ارشد بدون پایان نامه(فکر کنم می گن آموزش محور) را دارند گسترش می دهند؟ با چه هدف و انگیزه ای؟ یعنی واقعا برای گسترش مدرک داران کارشناسی ارشد در کشور؟ ما که نفهمیدیم.

راستی حقوق معلم ها هم قراره 6 درصد افزایش پیدا کنه!!! مبارکشون باشه. یه چیز جدید هم که شنیده شده اینه که با ارتقاء مدرک از کارشناسی به کارشناسی ارشد حدودا 20 هزار تومان افزایش حقوق خواهیم داشت!! واقعا دستشون درد نکنه.

خب دیگه این مملکت کجاش درسته که اینجاش درست باشه. 

داشت یادم می رفت: باخبر شدیم که خانم خاکبار پس از تاسیس وبلاگ جدید همچنان به امر خطیر وبلاگیستی ادامه می دهند آدرس جدید ایشون بدین قرار است

http://curriculumlife.blogfa.com 

مجهول برای ایشون و همه کسانی که دغدغه فرهنگ و آموزش این مملکت رو دارند آرزوی توفیق داره.

موفق باشید.

مجهول

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 21:10  توسط مجهول  | 

اندر احوالات ریاضی و آموزش ریاضی

هر چه درباره ریاضی بیشتر فحص و جستجو می کنم کمتر می یابم، و این سوال جدی که "ریاضی چیست؟" هنوز برای من پاسخ دقیق و روشنی ندارد. و بیشتر من را به این نتیجه رسانده که واقعا ما با ریاضی ها به معنای دقیق کلمه مواجه هستیم. واین سوال حتی در آموزش ریاضی کشور ما نیز سوالی مبهم است و کاش متولیان آموزش ریاضی تکلیف خود و ما را با چارچوب و اساس آموزش ریاضی در کشور ما روشن می کردند. وقتی ما می گوییم ریاضی آموزش می دهیم در واقع چه چیزی را می خواهیم آموزش دهیم. به این مثال توجه کنید:

سوال: پاسخ 04/3 × 3/5  را حدس بزنید.

الف)6/1             ب) 16               ج) 160              د) 600/1            ه) نمی دانم          

فقط 20 درصد دانش آموزان سیزده ساله و 40 درصد از دانش آموزان هفده ساله پاسخ صحیح را به دست آورده اند . با وجود این وقتی از آنها خواسته شد پاسخ مسئله مشابهی را محاسبه کنند، 60 درصد سیزده ساله ها و 80 درصد هفده ساله ها پاسخ صحیح دادند.

آیا ما در ریاضی به دنبال آموزش تفکر هستیم؟ یا تنها روند ها را اصل قرار می دهیم؟ این ریاضی چیست که ما در پی آموزش آنیم؟ و از ریاضی چه می خواهیم.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 12:22  توسط مجهول  | 

تمدید شد!!!

خبر جدید اینکه مهلت ارسال مقاله، پوستر و برگزاری کارگاه در کنفرانس یازدهم  آموزش ریاضی تا تاریخ 10/2/1389 تمدید شد.

نمی دونم این چه رسمیه که همیشه تاریخ ها رو جوری برنامه ریزی می کنند که تمدیدش کنند!!! یا اینکه اصلا اشتباه برنامه ریزی می کنند و همه موارد رو برای اعلام تاریخ نمی سنجند و در نهایت باعث می شه که نغییرش بدهند و این برای مجامع انجمن ها و سمینارهای علمی واقعا جالب نیست و باید ساختارهای دقیق و علمی بر این همایش ها حاکم باشه.

به امید...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 12:21  توسط مجهول  | 

عیدتون مبارک!!!

راسیتش من نه تعلق خاطری به عید دارم( به خصوص عید نوروز) نه اینکه می دونم یعنی چی ؟ به نظر من یه رسم مثل خیلی از رسم و رسومات ما که هم چیزای خوبی داره هم بد. یعنی از نظر من اصلا چیز جالبی نیست. حتما می گید این بنده خدا اصلا احساس نداره ! حتی زیبایی های بهار رو هم نمی فهمه. ولی من بهار رو با مقوله فرهنگ خودمون با عوارض خوب و بدش جدا می دونم. خب حالا غربی ها که عید شون تو زمستونه عیدشون عید نیست؟! پس عید بودن عید به بهارش نیست.

دوس داشتم از عوارض عید بگم. ولی فک کردم که عیدتون رو تلخ نکنم. خب نظر من اینه شاید شما این نظر رو قبول نداشته باشید. ولی بعد دوباره فک کردم که خب این وبلاگ منه نظر من رو هم بیان می کنه و کسی هم که میاد اینجا خب می خواد نظر من رو بدونه پس بخشی از عوازض عید رو می گم:

1)      تعطیلی حد اقل سه هفته ای مراکز آموزشی ( دانشگاه ها و مدارس)

2)      تمرکز درصد زیادی از مسافرت ها در این چند هفته و مشکلات اقتصادی فرهنگی و ... حاصل از آن

3)      گرانی افسار گسیخته اجناس ازیک ماه قبل تا حد اقل یک ماه بعد از عید

4)      فشار به خانواده های کم بضاعت در تهیه البسه و اغذیه و... برای فرزندان خود و نیز حفظ آبرو در برابر اقوام و دوستان خود

5)      تعطیلی حداقل یک هفته ای ادارات و غیره و گرفتاری های ناشی از آن برای ملت

6)      مقوله عیدی!!!

7)      ...

البته عید محاسنی هم داره ولی به نظر من معایبش بیشتر به چشم می آد و کاش این معایب به حداقل می رسد تا شیرینی عید به کام ملت تلخ نشه.

 داشت یادم می رفت رهبر امسال رو سال "کار مضاعف همت مضاعف" نام نهادند. صرف نظر از اینکه حالا سال قبل بجز اینکه زمینه برای مسئولین فراهم شد تا به بهانه اصلاح الگوی مصرف بیشتر به ملب بیچاره فشار بیارند و همایش بذارند و ... چه دستاورد مهمی داشته ، من فی الواقع اصلا با این شعار گرایی ها مخالفم توسعه باید متوازن باشه برخورد های فصلی، جزئی و ... با مقوله های فرهنگی و اقتصادی سیاسی و ... تنها می تواند محملی برای سیاسیون فرصت طلب برای خود شیرینی و ظاهر سازی باشه.

ولی خب من هم به شما عید رو تبریک می گم ولی با این پیش زمینه که گفتم حتما حالا می گید با این اوضاعی که تعریفش رو کردی دیگه چه عیدی چه کشکی چه پشمی!!! ولی خب فرهنگ ما همینه و شنا کردن خلاف جهت رود خونه سخته و عوارض زیادی داره!

نکته اخلاقی : خب حالا درباره اینکه  اینا چه ربطی به آموزش ریاضی داره خیلی فکر کردم و یادم به کتاب شکاف آموزشی و این جمله زیبا افتاد که" آموزش امری فرهنگی است" و برای اصلاح آموزشی باید اصلاحات فرهنگی صورت بگیره و بحث ما هم که کلا فرهنگی بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 10:50  توسط مجهول  | 

کرسی های نظریه پردازی و آموزش ریاضی

امروز جلسه کرسی های نظریه پردازی در دانشگاه برگزار شد. البته موضوع هم خود کرسی ها بود(ملت هم پاهاشون رو دادن زیر کرسی و حالی به حولی). دکتر نویدی و دکتر ترابی از سخنرانان جلسه بودند و انتهای جلسه هم پرسش و پاسخ. با اوضاعی که این آقایون تصویر کردند صبر باید پدر پیر فلک را تا در این دیار نظریه پرداز بار بیاد. جالبه دکتر ترابی از دانشگاه آزاد می گفت نظریه پرداز باید در سطح جهانی شناخته شده باشه !!!! خوب این دیگه معلومه می خواد چی بگه یعنی کسی اجازه داره تو این مملکت فکر کنه که هرجور ما خوشمون می آید فکر کنه. تازه داور و ناقدین کیا هستن اونایی که با همین تفکر رشد کردند. دانشجو!!؟؟ دانشجو که نباید فکر کنه باید بگه چشم و حفظ کنه و نظریات اساتید را هر چه بهتر بیان کند تا بعدها بر اثر یه جرقه و عنایات الهی یوهویی بشه نظریه پرداز. یکی از نظرات ایشون این بود که تولید علم باعث آزاد اندیشی می شه؟؟!!! وقتی یکی از حضار انتقاد کرد باز هم ایشون بر حرفشون اصرار داشتند. کرسی های آزاد اندیشی که دیگه حرفش رو نزنید. فقط یه ژست سیاسی بود که بعضی ها گرفتند و تموم شد. حالا ربطش به آموزش ریاضی چیه؟ راستش آموزش ریاضی باید مبتنی بر تفکر باشه و نقش اصلی رو در این بین باید استدلال ایفا کنه گزاره ها باید منطقی باشه. و لازمه همه این ها فضای نقد و نقد پذیری از طرف اساتید و دانشجوها ست. و این فضاست که باعث می شه در آینده از این دانشجو ها متفکر و نظریه پرداز و پیشبرنده علم ریاضی و حتی علوم دیگر و در رشته های تخصصی خود ساخته شود.  با این مقدمه که در کشور ما معمولا افراد به صرف داشتن مدرک کارشناسی ارشد و دکترای ریاضی مبدل به استاد ریاضی می شوند و نیز معمولا هر کسی همان گونه آموزش می دهد که آموزش دیده این افراد خواهند توانست در ارتقاء سطح آموزش ریاضی کشور مثمر ثمر باشند.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 14:8  توسط مجهول  | 

روش تحقیق، حاشیه یا متن؟!

با توجه به مشغولیت اینجانب به امر خطیر پایان نامه نویسی و درگیری و چالش با کتب گرانقدر روش تحقیق به نظرم آمد که قدری در باب روش تحقیق افاضاتی بفرمایم. جونم براتون بگه در مروری که بر پایان نامه های در گذشتگان ببخشید گذشتگان این رشته می کردم جالبه بدونید تقریبا 99 در صد از این پایان نامه ها روش تحقیق شان نادرست بود!!!! یا اصلا اشتباه انتخاب کرده بودند یا با یک روش تحقیق شروع کرده و در میانه راه روش رو عوض کرده بودند و بر هیچکدام هم وفادار نبودند یا روش تحقیقی را نام برده بودند که هیچ اثری از آن روش در پایان نامه شان مشاهده نمی شد. دوستانی که معمولا در این باره اطلاع دارند این امر تمامی امر پژوهش را به چالش می کشد. نکته جالب اینکه اساتید گرانقدری از رشته های مختلف و بعضا صاحب نظر در رشته آموزش ریاضی مشاورت یا معاونت(راهنمایی) یا قضاوت(داوری) این پایان نامه ها را بر عهده داشتند!!! حال شیطونه می گه ما چرا سر خودمونو درد بیاریم یا وقتی درد نمیکنه دستمال ببندیم. البته  بعضی ها پا را از این هم فراتر نهاده ... این رو سه نقطه گذاشتم چون یه بار سر کلاس گفتم استاد روش تحقیقمون داغ کرد. خوب حقیقت تلخه دیگه. حالا با این توصیف محقق اخلاق مند چه جایگاهی می تونه در این میان داشته باشه؟؟!!!

حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 8:35  توسط مجهول  | 

باز هم پایان نامه

در مورد بحث پایان نامه کارشناسی ارشد آموزش ریاضی یکی از مسائل مهم و اساسی نقش استاد راهنما و استاد مشاور است. اساسا استاد راهنما و مشاور حدود مسئولیتشان چیست؟ چرا پایان نامه 6 واحد است؟ استاد راهنما و مشاور آیا باید هر هفته 6 ساعت وقت خود را در اختیار دانشجو بگذارند؟ اگر این کار را نکنند دانشجو باید چه کند؟ استاد آیا دانشجو در انتخاب استاد راهنما و به خصوص استاد مشاور مختار است؟ اگر هیچکدام از اساتید راهنما و مشاور سواد لازم در زمینه تحقیق دانشجو نداشتند تکلیف چیست؟ اگر استاد راهنما در پاسخ درخواست دانشجو برای مشاوری خاص بگوید من تنها دکتر فلانی را قبول دارم؟؟!!! این به چه معنی است؟  و تکلیف چیست؟ اگر استاد راهنما حتی برای امضای فرم پروپزال هم وقت نداشته باشد و n  تا پایان نامه هم پذیرفته باشد برای راهنمایی و مشاوره تکلیف چیست؟  حال پاسخ های مطلوب را وضعیت موجود مقایسه کنید.

اینها بخشی از مشکلاتی است که در ذهن من به عنوان یک دانشجوی در حال گذراندن پایان نامه کارشناسی ارشد آموزش ریاضی می گذرد. راستش تصمیم داشتم از اشکالاتی که اساتید گرام ریاضی بر پروپزال های دوستان گرفته و به واسطه آن آنها را رد کرده بودند سخن بگویم. ولی راسیتش مایه شرم ساری خواهد شد.اشکالاتی که از نوشتن کلمه هیئت به جای هیات تا نگذاشتن کاما به زعم ایشان تا تایید پایاین نامه ای با روش تحقیق کمی پیوسته؟!!! و ... که شاید در فرصتی دیگر به آن پرداختم و مایه سرور در قلوب دوستان شدم.( به عنوان جک های واقعی علمی)

واقعا کاش اوضاع اینگونه که هست نبود فقط همین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 23:53  توسط مجهول  |